[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
سخن سردبیر::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
پست الکترونیک::
مقالات آماده انتشار::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..

جستجو در مقالات منتشر شده


357 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

دكتر منوچهر کامکار، دكتر علی دلاور، دكتر حسن احدی، دكتر حسین آزاد،
دوره 0، شماره 29 - ( 8-1386 )
چکیده

این پژوهش با هدف ساخت و اعتباریابی آزمون تشخیص آسیب‌های روانی سازمانی در سازمان‌های صنعتی‌ـ تولیدی و خدماتی‌ـ اداری اصفهان در سال 84 ـ1383 به مرحله اجرا در آمد. به منظور دستیابی به هدف پژوهش از بین کارکنان و کارگران سطح عملیاتی سازمان‌های صنعتی ـ تولیدی 730 نفر و از بین کارکنان و کارگران سازمان‌های خدماتی‌ـ اداری 885 نفر (در مجموع 1615 نفر) با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب گردیدند. با استفاده از مصاحبه مقدماتی و استفاده از سازه‌های نظری موجود و استفاده از نظر صاحبنظران، پرسشنامه‌ای که شامل 148 سؤال بود ساخته شد و در اجرای آزمایشی بر روی 80 نفر از کارکنان سازمان‌های صنعتی‌ـ تولیدی و 80 نفر از کارکنان سازمان‌های خدماتی‌ـ اداری، پرسشنامه‌ای 56 سؤالی از آن استخراج شد. ملاک انتخاب سؤال‌ها داشتن همبستگی مثبت با کل آزمون و داشتن بار عاملی مثبت و بالای 4/0 بود. پس از انتخاب سؤال‌ها و اجرای آن بر روی کلیه نمونه پژوهش (1615 نفر)، روایی سازه آزمون با استفاده از تحلیل عوامل اکتشافی و با چرخش از نوع واریماکس مورد بررسی قرار گرفت. در تحلیل عاملی شش عامل استخراج شد. این شش عامل قادر بوده‌اند، در مجموع 668/66 درصد از واریانس کل را تبیین کنند. نتایج بازآزمایی نیز نشان داد ضرایب بازآزمایی عوامل ششگانه به ترتیب معادل 75/0، 58/0، 58/0، 73/0، 50/0 و 72/0 بوده که در سطح 01/0P< معنادار بوده‌اند. ضریب بازآزمایی کل آزمون نیز معادل 62/0 محاسبه شده است.
دكتر علی‌اصغر بیانی،
دوره 0، شماره 29 - ( 8-1386 )
چکیده

هدف از این مطالعه بررسی پایایی و روایی مقیاس افسردگی ـ شادکامی (DHS) بود. 109 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر به‌طور تصادفی به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. پایایی مقیاس افسردگی ـ شادکامی با استفاده‌ از روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی با فاصله زمانی یک ماه مورد تحلیل قرار گرفت و ضرایب همبستگی آن به ترتیب 93/0 و 79/0 به‌دست آمد. روایی مقیاس افسردگی‌ـ شادکامی با استفاده‌ از روش روایی سازه و اجرای پرسشنامه شادکامی آکسفورد (OHI) و پرسشنامه افسردگی بک (BDI) برآورد شد. بین مقیاس افسردگی ـ شادکامی و پرسشنامه شادکامی آکسفورد ضریب همبستگی مثبت و معنادار (811/0) و بین مقیاس افسردگی ـ شادکامی و پرسشنامه افسردگی بک ضریب همبستگی منفی معنادار (727/0-) به‌دست آمد. سطح معناداری در این محاسبات 0001/0 P< بوده است. به طور کلی نتایج نشان داد نسخه فارسی مقیاس افسردگی‌ـ شادکامی از پایایی و روایی مناسب برخوردار است.
دكتر محسن گل‌پرور، دكتر ـ سید حمیدرضا عریضی سامانی،
دوره 0، شماره 29 - ( 8-1386 )
چکیده

این پژوهش با هدف پیش‌بینی تعهد سازمانی و مؤلفه‌های آن (تعهد همانندسازی شده، تعهد مبادله‌ای و تعهد پیوستگی) از طریق متغیرهای مشارکت در تصمیم‌گیری، خدمت به عموم، چشم‌انداز شغلی، اعتماد به سرپرست، رضایت از پرداخت، فرصت ترفیع، انگیزش درونی، کیفیت سرپرستی، میل به ماندن، ترک خدمت، جایگزین‌های شغلی، رفتارهای فرانقشی، اعتماد سازمانی، دلبستگی شغلی، دلبستگی به‌کار، رضایت از سرپرست و رضایت از همکاران در یک سازمان دولتی اجرا شده است. به‌منظور دستیابی به اهداف پژوهش 319 زن و مرد به‌صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش شامل مقیاس تعهد سازمانی بالفور و وکسلر (1996) و مقیاس‌های هفده‌گانه برای سنجش متغیرهای پیش‌بین بوده که شواهد مربوط به روایی و پایایی آنها برحسب آلفای کرونباخ بین 4/0 و 87/0 و برحسب بازآزمایی بین 67/0 تا 91/0 بوده است. به‌منظور تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها از تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد که طی شش گام؛ دلبستگی شغلی، مشارکت در تصمیم‌گیری، رضایت از پرداخت، چشم‌انداز شغلی، فرصت ترفیع و ترک خدمت با ضریب همبستگی چندگانه 681/0 قادر به تبیین 45 درصد از واریانس تعهد همانندسازی شده هستند. برای تعهد مبادله‌ای طی شش گام به ترتیب کیفیت سرپرستی، چشم‌انداز شغلی، دلبستگی شغلی، رضایت از پرداخت، رضایت از همکاران و میل به ماندن با ضریب همبستگی چندگانه 658/0 قادر به تبیین 43 درصد از واریانس تعهد مبادله‌ای بوده‌اند. برای تعهد پیوستگی طی شش گام کیفیت سرپرستی، فرصت ترفیع، مشارکت در تصمیم‌گیری، رضایت از پرداخت، میل به ماندن و رضایت از همکاران با ضریب همبستگی چندگانه 75/0 قادر به تبیین 55 درصد از واریانس تعهد پیوستگی بوده‌اند. برای تعهد سازمانی کلی کیفیت سرپرستی، میل به ماندن، فرصت ترفیع، رضایت از پرداخت، چشم‌انداز شغلی، رضایت از همکاران، مشارکت در تصمیم‌گیری و دلبستگی شغلی با ضریب همبستگی چندگانه 819/0 قادر به تبیین 67 درصد از واریانس تعهد سازمانی کلی بوده‌اند.
دكتر اصغر آقایی، خانم مرضیه رفیعیان اصفهانی، دكتر حمیدرضا نیک‌یار، دكتر ایران مهدیزادگان،
دوره 0، شماره 29 - ( 8-1386 )
چکیده

این پژوهش یک مطالعه شبه‌تجربی است که به‌منظور مقایسه اثربخشی سه روش درمان دارویی‌، شناختی و رفتاری در کاهش افسردگی نوجوانان انجام گرفته است‌. جامعه پژوهش در این تحقیق نوجوانان 13 تا 24 ساله افسرده‌ای بودند که به دو مرکز مشاوره در شهر اصفهان مراجعه کردند. نمونه‌ای به حجم 60 نفر از جامعه پژوهش انتخاب (نمونه در دسترس‌) و به‌طور تصادفی در چهار گروه دارودرمانی‌، شناخت‌درمانی‌، رفتاردرمانی و گواه قرار گرفتند. به علت ریزش، حجم نمونه 50 نفر شد. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش ارزیابی روانپزشکی‌، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه جمعیت‌شناختی بود. پرسشنامه افسردگی بک در همه آزمودنی‌ها به‌عنوان پیش‌آزمون پس‌آزمون اجرا گردید. گروه دارودرمانی‌، داروهای ضدافسردگی SSRIs (فلئوکزتین‌، فلووکسامین و سرترالین‌) یا ترکیب‌های دارویی مانند افزایش لیتیم با دوز مؤثر دریافت کردند و دو گروه شناخت‌درمانی و رفتار درمانی در 7 جلسه ساختار یافته 5/1 ساعته در هر هفته شرکت کردند، ولی گروه گواه هیچ درمانی را دریافت نکردند. برای تحلیل توصیفی داده‌ها از رتبه‌های درصدی‌، میانگین‌، انحراف معیار و جدولهای توزیع فراوانی و در سطح آمار استنباطی از تحلیل کواریانس و آزمون LSD برای مقایسه‌های زوجی گروهها استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس‌آزمون افسردگی چهار گروه دارودرمانی‌، شناخت‌درمانی‌، رفتاردرمانی و گواه تفاوت معناداری وجود دارد. بین میانگین نمرات پس‌آزمون افسردگی هر یک از گروهها با گروه گواه تفاوت معناداری وجود داشت. میزان تأثیر دارودرمانی 17 درصد، شناخت‌درمانی 52 درصد و رفتاردرمانی 13 درصد بود و در نهایت یافته‌های پژوهش بیانگر تأثیر دارودرمانی‌، شناخت درمانی و رفتاردرمانی در کاهش افسردگی نوجوانان بوده است‌.
دكتر بهرام میرزائیان، دكتر حسن احدی، دكتر حسن پاشا شریفی، دكتر حسین آزاد،
دوره 0، شماره 29 - ( 8-1386 )
چکیده

اختلال نقص توجه / بیش‌فعالی (ADHD) برای بسیاری از دانش‌آموزان مشکلات زیادی ایجاد می‌کند و بر عملکرد شناختی‏، اجتماعی، هیجانی و خانوادگی و سپس در بزرگسالی بر عملکرد شغلی و زناشویی آنان تأثیر می‌گذارد. از سوی دیگر، والدین کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش‌فعالی، فشار روانی بیش از حدی را تجربه می‌کنند و افسردگی، احساس محدودیت، ناکامی بالا، توانایی و اعتماد به‌نفس پایین و نیز اختلاف زناشویی در بین آنها مشاهده می‌شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش رفتاری کنترل کودک به والدین بر کاهش نشانه‌های نقص توجه / بیش‌فعالی و بهبود عملکرد رفتاری کودکان و نیز کاهش میزان گرایش به افسردگی مادران کودکان مبتلا به این اختلال است. برای این منظور 22 دانش‌آموز 6 تا 11 ساله مبتلا به نقص توجه / بیش‌فعالی که به مراکز مشاوره و بهداشت روانی شهرستان ساری مراجعه کرده‌اند از طریق مصاحبه بالینی و پرسشنامه SNAP-IV به شیوه‌ای هدفمند برای پژوهش انتخاب شدند. سپس افراد نمونه از نظر متغیرهای سن، جنسیت و تحصیلات با هم همتاسازی شده و بر حسب تصادف در گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. در جلسه‌های برنامه آموزشی مهارتهای کنترل کودک در گروه آزمایش فقط مادران شرکت کردند و به مدت 14 جلسه تحت آموزش مطابق برنامه بارکلی (1981) و نیز فورهند و مک‌ماهون (1981) قرار گرفتند‌ اما گروه گواه تا پایان پس‌آزمون هیچ آموزشی دریافت نکرد.
دكتر قاسم رحیمی، دكتر محمد کارگر، دكتر اصغر آقایی،
دوره 0، شماره 29 - ( 8-1386 )
چکیده

هدف کلی این پژوهش تعیین تأثیر یک دوره فعالیت هوازی بر میزان اختلالات خلقی (افسردگی و شیدایی‌) دانش‌آموزان 15 تا 18 ساله است. منظور از اختلالات خلقی در این پژوهش تغییر خلق نسبتاً ثابت و دایمی همراه با تغییرات مشخص در تفکر، رفتار و نگرش است که انواع آن افسردگی‌، نیمه‌شیدایی و شیدایی است. این پژوهش از نوع نیمه‌تجربی و به‌صورت میدانی انجام شده است‌. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش‌آموزان پسر دوره متوسطه شهرستان شیراز در سال تحصیلی84 ـ 83 بوده است‌. حجم جامعه براساس اعلام اداره کل آموزش و پرورش شیراز در زمان پژوهش 27943 نفر بوده است‌. به‌صورت تصادفی خوشه‌ای 414 نفر از جامعه اصلی انتخاب و پرسشنامه اختلالات خلقی بین آنها توزیع و پس از تکمیل جمع‌آوری شد. 72 نفر از نمونه‌های مورد پژوهش علایم افسردگی یا شیدایی داشتند که به‌صورت تصادفی ساده از بین آنها 40 نفر انتخاب و براساس نتایج آزمون مقدماتی در 4 گروه همتاسازی شدند. گروه آزمایش افسردگی‌، گروه گواه افسردگی‌، گروه آزمایش شیدایی و گروه گواه شیدایی‌. ابزار اندازه‌گیری این پژوهش پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه‌سوتا موسوم به (فرم کوتاه‌) بوده است‌. این پرسشنامه 71 سؤال شامل 8 مقیاس بالینی و 3 مقیاس روایی دارد. روایی و پایایی این پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفته است‌. پس از آزمون مقدماتی‌، گروههای آزمایش 8 هفته‌، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه 45 دقیقه در فعالیتهای منتخب هوازی با شدت 55 تا 65 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی شرکت کردند. پس از اتمام دوره آزمایش از هر 4 گروه آزمون نهایی مجدد به عمل آمد و با استفاده از تحلیل کوواریانس نتایج زیر حاصل شد: بین میانگین نمرات افسردگی پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه آزمایش تفاوت معنادار مشاهده گردید. به‌عبارت دیگر تمرینات هوازی منتخب به‌طور معناداری در کاهش افسردگی مؤثر بوده است (001/0P<). همچنین بین میانگین نمرات شیدایی پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه آزمایش تفاوت معناداری مشاهده گردید. به‌عبارت دیگر فعالیتهای هوازی منتخب به‌طور معناداری در کاهش شیدایی مؤثر بوده است (001/0 P<)
خانم اکرم مظاهری، دكتر ایران باغبان، دكتر مریم فاتحی زاده،
دوره 0، شماره 29 - ( 8-1386 )
چکیده

هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش گروهی به شیوههای رفتاری و رفتاری شناختی بر عزتنفس دانشجویان خوابگاه دانشگاه اصفهان بوده است. بهمنظور دستیابی به این هدف 30 نفر از دانشجویان خوابگاه از طریق نمونهگیری داوطلبانه انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. گروههای آزمایشی بهطور جداگانه به مدت 8 جلسه آموزش شناختی ـ رفتاری و رفتاری عزتنفس دیدند. ابزار این پژوهش آزمون عزتنفس الیس پوپ است که پایایی و روایی آن تأیید شده است. نتایج تحلیل واریانس حاکی از اثربخشی شیوههای مختلف آموزش و افزایش معنادار عزتنفس بود. بهعبارت دیگر شیوههای رفتاری و رفتاری ـ شناختی با رویکرد گروهی باعث افزایش عزتنفس دانشجویان خوابگاه شد (005/0 P<). نتایج نشان داد که آموزششناختی ـ رفتاری مؤثرتر از آموزش رفتاری بوده است و این تأثیر از نظر آماری معنادار بوده است (005/0 P<). همچنین تفاوت میانگینهای نمرات عزتنفس سه گروه رفتاری شناختی و رفتاری و گروه گواه در پیگیری پایدار بوده است (005/0 P<).
خانم لاله عاطف، خانم مریم روح‌الامین، دكتر ابوالقاسم نوری، دكتر حسین مولوی،
دوره 0، شماره 29 - ( 8-1386 )
چکیده

هدف از اجرای این پژوهش مقایسه میزان فرسودگی شغلی پزشکان جراح عمومی و متخصص داخلی شهر اصفهان در سال 1383 بود. بدین منظور 35 نفر از پزشکان جراح عمومی و 35 نفر از متخصصان داخلی به‌صورت تصادفی ساده از فهرست سازمان نظام پزشکی استان اصفهان انتخاب شدند و پرسشنامه‌های جمعیت‌شناختی، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون و پرسشنامه محقق‌ساخته خشنودی شغلی در مورد آنها اجرا شد. ضریب پایایی این دو پرسشنامه 8/0 محاسبه و ضریب روایی همزمان بین نمرات دو پرسشنامه برابر با 65/0- محاسبه گردید. در رابطه با فرضیه‌های پژوهش فرض شد که بین میانگین‌های نمرات کل فرسودگی شغلی و زیرمقیاس‌های دو گروه پزشکان تفاوت وجود دارد. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که میانگین نمرات کل فرسودگی شغلی پزشکان جراح عمومی به‌طور معناداری بیشتر از متخصصان داخلی بود. (001/0 = P). همچنین خستگی عاطفی (001/0 = P)، عملکرد فردی (005/0=P) و خشنودی شغلی (029/0 = P) پزشکان جراح عمومی بیشتر از متخصصان داخلی بود. در ضمن میانگین‌ نمرات کل فرسودگی شغلی پزشکان زن به‌طور معناداری بیشتر از پزشکان مرد بود. ولی تفاوت معناداری بین میانگین‌ نمرات مسخ شخصیت پزشکان جراح عمومی و متخصصان داخلی مشاهده نشد (021/0 = P). همچنین خستگی عاطفی (001/ 0 = P) و خشنودی شغلی (001/0 = P) پزشکان زن بیشتر از پزشکان مرد بود، ولی تفاوت معناداری بین میانگین‌ نمرات مسخ شخصیت و عملکرد فردی پزشکان زن و مرد وجود نداشت. در نهایت با توجه به یافته‌ها، پیشنهادهایی برای پژوهشگران آتی و پزشکان جراح عمومی و متخصص داخلی ارائه گردیده است.
کیومرث فرحبخش، عبدالله شفیع آبادی،
دوره 0، شماره 30 - ( 7-1385 )
چکیده

چکیده: عشق یک فرایند روان‌شناختی است که در دهه‌های اخیر مورد توجه روان‌شناسان واقع شده است، زیرا یکی از موضوعات مورد توجه در ازدواج است‌. کپهارت (1965) و اسپرچر (2002) در پژوهش خود دریافتند که عشق یکی از مؤلفه‌های لازم برای ازدواج است‌. استرنبرگ (1986) از کسانی است که راجع به عشق نظریه‌پردازی کرده است. وی براساس یک پژوهش دریافت عشق یک حالت روان‌شناختی است که دارای سه بعد صمیمیت‌، شوریدگی و تصمیم ـ تعهد است‌. زندگی زناشویی یک پدیده در حال تحول است و در هر مرحله شرایط خاص دارد. پژوهشگران رضایت از زندگی زناشویی و شادمانی را بررسی کرده و میزان آن را در مراحل مختلف مقایسه کرده‌اند‌. این پژوهش‌ها نشان داده‌اند که رضایت‌، شادمانی و سازگاری زناشویی در ابتدای ازدواج بالاست و در دورانی که بچه‌ها به مدرسه می‌روند کاهش و بعد از آن مجدداً افزایش می‌یابد، به این ترتیب سیر آن به شکل U است. در این پژوهش‌ها سیر تحول عشق‌ورزی بررسی نشده است‌. هدف این پژوهش که از نوع توصیفی است بررسی میزان عشق و نحوه ترکیب آن در زوجهایی است که در مراحل مختلف زندگی زناشویی به‌سر می‌برند. برای انجام این پژوهش 500 زوج از پنج منطقه شهر اصفهان که در چهار مرحله نامزدی‌، عقد، پس از ازدواج و فرزندپروری قرار داشتند و مایل به همکاری بودند به‌صورت دسترس انتخاب شدند و آزمون عشق‌ورزی به آنان داده شد. نتایج نشان داد که بین میزان عشق‌ورزی در مراحل مختلف زندگی زناشویی تفاوت معنا‌داری وجود دارد. به علاوه بین جنسیت آزمودنیها و مراحل تحول زندگی زناشویی در عشق‌ورزی تعامل وجود دارد. همچنین مشاهده گردید بین میزان عشق‌ورزی زن و شوهر همبستگی معنا‌دار وجود دارد.


اکرم دهقانی، پروانه محمد خانی، سید جلال یونسی،
دوره 0، شماره 30 - ( 7-1385 )
چکیده


منیر فرزادفر، حسین مولوی، سید حمید آتش پور،
دوره 0، شماره 30 - ( 7-1385 )
چکیده

چکیده: هدف از این پژوهش تعیین تأثیر آموزش شادمانی فوردایس بر کاهش افسردگی زنان بی‌سرپرست شهر اصفهان بود. به این منظور از میان 9280 زن بی‌سرپرست تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی مناطق پنجگانه‌، 30 زن بی‌سرپرست از طریق پیش‌آزمون افسردگی بک و تأیید پزشک متخصص به‌طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. سپس افراد گروه آزمایش به مدت 7جلسه (یک جلسه 90 دقیقه‌ای در هفته‌) تحت آموزش شادمانی فوردایس قرار گرفتند. چنین فرض گردید که آموزش شادمانی میانگین نمرات افسردگی گروه آموزش را در مقایسه با گروه گواه کاهش و میانگین نمرات شادمانی را افزایش می‌دهد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش شادمانی‌، افسردگی زنان بی‌سرپرست را به‌طور معناداری کاهش (001/0 = P) و میزان شادمانی آنها را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد (001/0 = P).


ایلناز سجادیان، ناهید اکرمی،
دوره 0، شماره 30 - ( 7-1385 )
چکیده


علیرضا رجائی، محمدحسین بیاضی،
دوره 0، شماره 30 - ( 7-1385 )
چکیده

چکیده: این پژوهش تأثیر یک برنامه پیشگیری از اعتیاد را بر روی عزت نفس، نگرش، گرایش و آگاهی نوجوانان در سوء مصرف مواد مورد بررسی قرار داد. این برنامه آموزشی شامل راههای مقابله با تنش و افزایش ابراز وجود، همچنین شیوه‌های مقاومت در برابر فشار همسالان، و ارائه اطلاعات صحیح در مورد مواد و سوء مصرف مواد می‌گردید. به همین منظور 140 نفر از دانش‌آموزان پسر دوره دبیرستان شهرستان تربت‌جام به‌عنوان نمونه انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. ابتدا از هر دو گروه پیش‌آزمون به عمل آمد و سپس متغیر مستقل (دوره آموزشی) اجرا گردید و از آنها پس‌آزمون گرفته شد. داده‌های به‌دست آمده به دو شیوه مورد تجربه و تحلیل قرارگرفت. اول با استفاده از آزمون t همبسته میانگین‌های پیش‌آزمون و پس‌آزمون در هر دو گروه به‌طور مجزا مقایسه گردید. نتایج نشان داد که دوره آموزشی باعث افزایش عزت نفس و آگاهی و کاهش گرایش در گروه آزمایش گردید. اما در مورد گروه گواه چنین اثری دیده نشد. در روش دوم با استفاده از آزمون t مستقل میانگین نمرات اختلاف پیش‌آزمون و پس‌آزمون دو گروه با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که این دوره آموزشی فقط باعث کاهش میزان گرایش گروه آزمایش به سوء مصرف مواد نسبت به گروه گواه شد، اما تفاوت معناداری در مورد عزت‌نفس، نگرش و آگاهی دو گروه به‌دست نیامد.


طیبه زندی پور، معصومه باقری،
دوره 0، شماره 30 - ( 7-1385 )
چکیده

چکیده: از آنجا که نبود معیارهای اخلاقی مناسب در زندگی کودکان و نوجوانان یکی از عوامل بسیار مهم در گرایش آنها به بزهکاری است، و چون انسان زاییده یادگیری است و یادگیری در محیط صورت می‌گیرد و با توجه به نظریه ‌شناختی رشدی کلبرگ و نظریه گفت‌وگو براساس داستانها و با عنایت بر اینکه خداوند در قرآن و سایر کتب آسمانی رهنمودهای خود را در قالب هنری قصه نازل کرده است، بر این اساس، موضوع این مقاله پژوهشی نقش داستان‌درمانی بر رشد استدلال اخلاقی دختران نوجوان بزهکار کانون اصلاح و تربیت تهران است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیرات داستان‌درمانی بر رشد استدلال اخلاقی دختران نوجوان بزهکار در گروه آزمایش است. به‌طور کلی فرضیه‌های پژوهش، نشان می‌دهد که داستان‌درمانی به شیوه مشاوره گروهی بر رشد استدلال اخلاقی دختران نوجوان بزهکار اثر می‌گذارد. روش اجرای این پژوهش، روش آزمایشی و تحلیل کیفی است. برای سنجش فرضیه‌های پژوهش حاضر، از آزمون رشد اخلاقی کلبرگ، داستان ناتمام محقق نوشته، جملات ناتمام محقق‌ساخته و نوشتن زندگینامه شخصی، در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که میانگین نمره کل جملات ناتمام، داستان ناتمام و زندگینامه‌نویسی، نظام‌بندی مشاهدات و آزمون رشد اخلاقی کلبرگ در پس‌آزمون گروه آزمایش افزایش یافته است، در حالی که تغییر محسوسی در گروه گواه رخ نداده است. بدین ترتیب فرضیه‌های این پژوهش تأیید می‌شوند، یعنی پس از داستان‌درمانی رشد استدلال اخلاقی دختران نوجوان بزهکار افزایش می‌یابد.


رضوان صالحی نجف آبادی، محمدرضا عابدی، محمد ربیعی،
دوره 0، شماره 30 - ( 7-1385 )
چکیده

                                                  : چکیده                                                                                                                                                                                                                                          

  هدف این مقاله بررسی تأثیر آموزش کارآفرینی بر افزایش فعالیت کاریابی زنان بیکار شهرکرد بوده است‌. به این منظور از بین زنان جویای کار مراجعه‌کننده به هلال احمر شهرکرد 26 نفر به شیوه تصادفی انتخاب و در دو گروه 13 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. به گروه آزمایش آموزش کارآفرینی داده شد و گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند. نتایج تحلیل واریانس حاکی از آن بود که آموزش کارآفرینی فعالیت کاریابی زنان جویای کار شهرکرد را افزایش داده است‌.

 

 

 

 

 


آذر نصیری، پرویز شریفی درآمدی، سیدرضا میر مهدی،
دوره 0، شماره 30 - ( 7-1385 )
چکیده

چکیده: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش سبک حل مسأله به شیوه اسپیواک و شوره بر کاهش افسردگی دانش‌آموزان معلول جسمی‌ـ حرکتی مقطع راهنمایی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان معلول جسمی‌ـ حرکتی مقطع راهنمایی شهر اصفهان بوده است. در این پژوهش با استفاده‌ از آزمون افسردگی بک 22 نفر به‌عنوان دانش‌آموز افسرده شناخته و به‌طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند 11 نفر به‌عنوان گروه آزمایش و 11 نفر به‌عنوان گروه گواه انتخاب شدند. طرح پژوهش، از نوع آزمایشی پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه گواه است. پس از اجرای آموزش سبک حل مسأله در مدت هفت جلسه به گروه آزمایش، مجدداً بر روی هر دو گروه آزمون افسردگی بک اجرا گردید و نتایج بررسی و مقایسه شدند. داده‌های به‌دست آمده با استفاده‌ از روشهای آماری t مستقل و آزمون تحلیل کوواریانس نشان‌دهنده تفاوت معنادار بین میانگین نمرات افسردگی در گروه آزمایش و گواه بوده است به‌عبارت دیگر تفاوتهای فردی در واریانس نمرات‌ دو گروه ناشی از آموزش بوده است (01/>نتایج به‌دست آمده از فرضیه دیگر پژوهش مبنی بر تفاوت تأثیر آموزش سبک حل مسأله بر کاهش افسردگی برحسب جنس معنادار نبوده، بنابراین تأثیر آموزش بر کاهش افسردگی دختران و پسران یکسان بوده است (05/0


کاترین فکری، عبدالله شفیع آبادی، باقر ثنایی ذاکر، ایرج حریرچی،
دوره 0، شماره 31 - ( 1-1385 )
چکیده

این پژوهش به اثربخشی روش تصورات ذهنی هدایت شده فردی بر میزان اضطراب و امید به زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه بخش رادیوتراپی انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی تهران میپردازد. برای انجام پژوهش ابتدا 36 نفر از بیماران داوطلب انتخاب و بهصورت تصادفی در 3 گروه (یک گواه و دو آزمایش) جایگزین شدند. در این مرحله افرادی که براساس اطلاعات جمعیتشناختی با دیگران اختلاف داشتند حذف گردیده و حجم نمونه به 30 نفر رسید. سپس میزان اضطراب و امید به زندگی بیماران یکبار قبل و یکبار بعد از اجرای روش تصورات ذهنی هدایت شده (تلقین آگاهانه مثبت و مستقیم درباره مبارزه با بیماری و بهدست آوردن سلامتی) با شاخص امید هرث و پرسشنامه اضطراب اسپیل برگر ارزیابی شد. با این تفاوت که در این فاصله، مداخلهای در گروه گواه صورت نگرفت، در حالی که یکی از گروههای آزمایش، 7 جلسه و گروه دیگر، 15 جلسه آموزش دیدند. در نهایت برای تجزیه و تحلیل دادهها از محاسبه میانگین، انحراف معیار،تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج نشان داد که روش تصورات ذهنی هدایت شده درکاهش اضطراب موقعیتی و اضطراب کل و همچنین افزایش امید به زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه مؤثر است (05/0 < 001/0 = P). به علاوه مشخص شد که سطح امید به زندگی افرادی که 15 جلسه از روش تصویرسازی ذهنی استفاده کردند، بیش از کسانی است که 7 جلسه از این کلاسها بهره گرفتند (05/0 < 014/0 = P). ولی از نظر سطح اضطراب موقعیتی (05/0 > 187/0 = P) و اضطراب کل (05/0 > 076/0 = P) تفاوتی بین این دو گروه وجود ندارد.


محسن گلپرور، منوچهر کامکار، سارا جوادی،
دوره 0، شماره 31 - ( 1-1385 )
چکیده

چکیده هدف این پژوهش بررسی رابطه بین باورهای دنیای عادلانه با سلامت عمومی، رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و منفی و افکار خودکار بود. به‌منظور دستیابی به این هدف، از جامعه آماری (زنان و مردان ساکن شهر اصفهان) 300 نفر به‌عنوان گروه نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای برای پاسخگویی به ابزارهای پژوهش انتخاب شدند. از پنج پرسشنامه سلامت عمومی (با چهار زیرمقیاس)، رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و منفی، افکار خودکار و پرسشنامه باورهای دنیای عادلانه برای دیگران و خود به‌منظور دستیابی به داده‌های مورد استفاده در پژوهش استفاده شد. داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان و گام به‌گام مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که بین زیرمقیاس‌های سلامت عمومی (GHQ) با باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران رابطه منفی و معنادار (P<0/01)وجود دارد. رابطه بین باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران با رضایت از زندگی منفی و معنادار (P<0/01) بود. رابطه بین عاطفه مثبت و باورهای دنیای عادلانه برای خود منفی و معنادار (P<0/01) و رابطه بین عاطفه منفی و باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران مثبت و معنادار(P<0/01) بود. افکار خودکار نیز با باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران دارای رابطه مثبت و معنادار (P<0/01) بود. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که از کل متغیرهای پژوهش، فقط رضایت از زندگی قادر به پیش‌بینی باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که باورهای دنیای عادلانه برای دیگران و خود رضایت از زندگی و افسردگی توان پیش‌بینی معنادار داشتند.


فخری سادات میرلوحی، حسین مولوی، سیدحمید آتش پور،
دوره 0، شماره 31 - ( 1-1385 )
چکیده

چکیده: این تحقیق با هدف بررسی رابطه جو عاطفی خانواده و خلاقیت دانش‌آموزان (دختر و پسر) چهارم و پنجم دبستان شهر اصفهان در سال تحصیلی 85-1384 انجام گردید. روش مورد استفاده همبستگی بود، لذا برای انتخاب گروههای نمونه، به طریق تصادفی ساده، 90 دانش‌آموز دختر و 90 دانش‌آموز پسر انتخاب شدند. برای سنجش خلاقیت دانش‌آموزان از آزمون تداعی لغات محقق‌ساخته (میرلوحی، مولوی) و برای سنجش عملکرد خانواده از آزمون مقیاس عملکرد خانواده استفاده شد. روایی و پایایی آزمون مقیاس عملکرد خانواده قبلاً به‌دست آمده بود (83/0 ). همچنین پایایی آزمون تداعی لغات در این پژوهش محاسبه گردید (79/0 ) و پاسخ‎ها براساس نظریات تارنس نمره‎گذاری شد (روایی محتوایی). پرسشنامه جمعیت‎شناختی نیز شامل معدل، شغل والدین، تعداد فرزندان، ترتیب تولد و نوع و فضای منزل بود. مقیاس عملکرد خانواده 7 زیرمقیاس داشت: ارتباط، نقش‌ها، حل مسأله، پاسخدهی عاطفی، مشارکت عاطفی، عملکرد کلی و نظارت بر رفتار. نتایج نشان داد که بین خلاقیت دانش‌آموزان با پاسخدهی عاطفی و مشارکت عاطفی رابطه معناداری وجود دارد (05/0P<). بین خلاقیت و سایر زیرمقیاس‌های جو عاطفی خانواده رابطه معناداری وجود نداشت. همچنین خلاقیت در دختران به‌طور معناداری بیشتر از خلاقیت در پسران بود (05/0P<). از متغیرهای جمعیت‌شناختی، متغیر معدل با خلاقیت رابطه معناداری داشت (01/0P<). بین سایر متغیرهای فضای منزل، نوع منزل، شغل پدر و مادر، تعداد اعضای خانواده، ترتیب تولد با خلاقیت رابطه معناداری  مشاهده نگردید.


اعظم مرادی، مهرداد کلانتر، مرضیه سادات معتمدی،
دوره 0، شماره 31 - ( 1-1385 )
چکیده

چکیده: هدف این پژوهش تعیین سهم هر یک از عوامل وضعیت اشتغال، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، شدت معلولیت و جنس در پیش‌بینی سلامت روانی معلولان جسمی شهر اصفهان بود. نمونه پژوهش 100 نفر از اعضای جامعه معلولان شهر اصفهان بود که به‌طور تصادفی انتخاب شدند. برای اندازه‌گیری سلامت روانی آزمودنیها از فرم 28 سؤالی پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که وضعیت اشتغال میزان سلامت روانی معلولان جسمی را به‌طور معناداری پیش‌بینی می‌کند (006/0 = P) و افزودن متغیر وضعیت تأهل به متغیر وضعیت اشتغال قدرت پیش‌بینی سلامت روانی آنها را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد (003/0 = P)؛ اما اضافه کردن هر یک از متغیرهای سطح تحصیلات، شدت معلولیت و جنس به متغیرهای وضعیت اشتغال و وضعیت تأهل نمی‌تواند قدرت پیش‌بینی سلامت روانی معلولان جسمی را به‌طور معناداری افزایش دهد.



صفحه 1 از 18 -    برو به صفحه 1, 2, 3 ... 16, 17, 18  بعدی 

دانش و پژوهش در روان‌شناسی کاربردی- دانشگاه آزاد اسلامی - واحد اصفهان (خوراسگان) JSR
Persian site map - English site map - Created in 0.592 seconds with 887 queries by yektaweb 3455